ابرازاحساسات
-
تاریخ: 1392/12/17 ساعت: 20:33
جلوی یه مغازه کیف وکفش فروشی وایستاده بودم.که توی ویترین نظرم جلب شد به یه دختروپسرکه داشتن ازپشت سرمون ردمیشدن،دختربانازچون قدش نمی رسیدزیرچونه پسروبوسیدوپسره اول دستاشوانداخت دورشونه دختره وبعدپیشونیشوباچنان لذتی بوسیدکه لذتشوحتی منم حس کردم.بدون اینکه متوجه بشم برگشته بودم وخیره اون دوتاشده بودم....
کسیوداری بهت بگه من باهاتم؟
-
تاریخ: 1392/12/8 ساعت: 14:59
عجب روزگاری است سهمم فقط تنهایی است خیلی سخته تنهایی...کسیوداری بهت بگه من باهاتم؟
خوش تیپه؟؟؟
-
تاریخ: 1392/12/3 ساعت: 22:38
میخام نظرتون رودرموردتیپ این مدل بدونم خوش تیپه؟؟
من اومدم
-
تاریخ: 1392/12/3 ساعت: 22:27
سلامممممم به همه ی دوستای عزیزم یه چندمدتی نبودم امادست پربرگشتم فقط امیدوارم چشاتون قیچ شه اگه بخونینونظرنذارین....
باوفااماتنها
-
تاریخ: 1392/11/21 ساعت: 22:31
دردهایم
-
تاریخ: 1392/11/21 ساعت: 21:00
گفت سیگارنکش.....اگردرداموبشنومیگه کبریت بکش
باتوام بهترین بهونه ی زندگی
-
تاریخ: 1392/11/20 ساعت: 0:29
بهترین بهونه ی زندگی باتوام"دوستت ندارم"میدانی چرا؟؟؟چون برایت میمیرم پس توفقط باش بگذارنفس هایت هوایم باشدبگذارعطرلبخندهایت خوشبوکنندهی افکارم باشد. توفقط باش من نازت راکه هیچ بلکه تمام بدخلقی ها،محل ندادن هارابه قیمت جانم خریدارم. میدانم قیمت جان من خیلی کم است ولی توقبول کن....
آرامش....
-
تاریخ: 1392/11/17 ساعت: 14:14
شهروخبرکنین بیان عشقم داره عروس میشه
-
تاریخ: 1392/11/17 ساعت: 14:04
دیگه خسته شده بودم،هرجاکه میرفتم دنبالم میومد.منتظرفرصت مناسب بودم که کسی نباشه تابهش بگم چرادنبالم میکنه؟؟ تااینکه ازدانشگاه خارج شدم چندقدمی ازدردانشگاه دورنشده بودم که شنیدم صدام میزنه:ببخشیدخانم صارمی،میشه یک لحظه صبرکنید؟ وقتی دیدمش شناختمش،اسمش پیمان صادقیه.دانشجوی ترم بالایی رشته خودم بود. گف...
واقعاغم انگیزه....
-
تاریخ: 1392/11/16 ساعت: 23:00
شسته بودم رو نیمکت پارک، کلاغها را میشمردم تا بیاید. سنگ میانداختم بهشان. میپریدند، دورتر مینشستند. کمی بعد دوباره برمیگشتند، جلوم رژه میرفتند. ساعت از وقتِ قرار گذشت. نیامد. نگران، کلافه، عصبی شدم. شاخهگلی که دستم بود سَرْ خَم کرده داشت میپژمرد. طاقتم طاق شد. از جام بلند شدم ناراحتیم را...
ذره ذره ی غرورم شکست
-
تاریخ: 1392/11/15 ساعت: 23:08
عجب دنیایی است درست زمانی که نیازداشتم یکی آرام ولی بالحنی گرم درگوشیم بگوید:من مثل کوه پشتتم،غم هیچ چیزرانخوردرست همان زمان بودکه همه ی اطرافیانم مرازیرلگدهایشان له کردن،انگارکه اصلامرانمیدیدند. ذره ذره ی غرورم،احساسم،شخصیتم شکست ولی همدمی جزاشک وشب وبالش نداشتم.... چه شب هاکه فقط اشک بودواشک.........
تبادل لینک
-
تاریخ: 1393/1/28 ساعت: 22:13
دوستای عزیزی که دوس دارن تبادل لینک بکنن من راضیم. پس اول منوباادرس: eshgh-mani.niloblog.com وبانام:عشقت به وسعت دریاست.لینک کنن وبعدبرام اسم وادرس وبشونوبذارن تالینکتون کنم
خدااشکهایش رامیشمارد
-
تاریخ: 1392/11/17 ساعت: 14:07
توعشق بینمان راازبین بردی
-
تاریخ: 1392/11/13 ساعت: 18:21
سردم بوددیگه نمیتونستم توی این هوای سردو بارونی منتظرت بمونم. چندقدمی جلوتررفتم وای خدایاباورم نمیشه این تویی که بایکی دیگه داری میری؟؟انگارکه دنیاروسرم خراب شد ولی بهت هیچی نگفتم وفقط ازکنارت گذشتم. شب بهت اس دادولی توجوابموخیلی سرددادی،دلم شکست بهت گفتم:میلادترخداچی شده؟ گفتی"هیچی فقط دیگه بهت علا...
توقلبم راباخودبردی......
-
تاریخ: 1392/11/12 ساعت: 23:00
اولین باری که دیدمت یادته؟؟؟ دفعه اولی که دیدمت اصلابهت محل ندادم،آخه به عشقای خیابونی اصلا اعتقادی نداشتم........ ولی بعدازیک مدت،وقتی هرروزبعدازمدرسه نمیدیدمت دلم میلرزیدنکنه یکدفعه ای اتفاقی براش افتاره باشه؟؟ وقتی که چشام به چشات گره میخوردقلبم به شدت میزد انگارکه فقط برای تومیتپه.......روزهااین...
آهای...لیلی
-
تاریخ: 1392/11/11 ساعت: 14:25
آهای . . . لیلی به قصه ی خودت برگرد ! اینجا مجنون به همه ی لیلی ها "محرم" است
امافقط برو...
-
تاریخ: 1392/11/11 ساعت: 14:22
روزي مـيـرسـد . . . در حـسـرتـم بـمـانـي در روزي بـارانـي ، مـن در اوج و تـو در ويـرانـي . . . يـه روزي صـادقـانـه صـدايـت کـردم . . . عـاشـقـانـه نـگـاهـت کـردم . . . حـالـا عـاجـزانـه نـگـام مـيـکـنـي بـا حـسـرت صـدام مـيـکـنـي امـــا فــقــط بـــــرو . . .
پسری به اسم مهرداددختری به نام سوسن
-
تاریخ: 1392/11/10 ساعت: 23:38
پسرك از دورنظاره مي كرد اينبار مي خواست نزديكتر برود و با شهامت نيت خود را به او بگويد اما انگار حس عجيبي او را محكم به زمين بسته بود بالاخره بر خود مسلط شد وبا قدمهايي كوتاه به جلو رفت و آرام گفت سلام ببخشين خانم مي خواين كفشاتونو واكس بزنم؟ دخترك نيم نگاهي به هيكل پسر انداخت و گفت نه پسر سر به زير...
واقعاجالبه.....
-
تاریخ: 1392/11/10 ساعت: 23:34
فقط کنارتو
-
تاریخ: 1392/11/9 ساعت: 23:23
دل خوشی ام نه یک عشق رویایی ونه ثروت های پوچالی نه شهرت های خیالی نه شغل انچنانی سراپادل خوشم من اگرفقط درکنارتوباشم پس فقط بمان وارام جانم باش.....