بعضی ازخاطرات
-
تاریخ: 1392/10/2 ساعت: 15:18
داستان
-
تاریخ: 1392/10/2 ساعت: 15:13
معلم عصبی دفتر رو روی میز کوبید و داد زد: سارا ... دخترک خودش رو جمع و جور کرد، سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت : بله خانوم؟ معلم که از عصبانیت شقیقه هاش می زد، تو چشمای سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد: چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره...
تولد...تولد
-
تاریخ: 1392/9/30 ساعت: 20:12
تولدم بود...هیچ کس نه بهم کادودادنه گفت حتی تولدت مبارک......اشکالی نداره خودم میگم به خودم....نسیم جون گلم تولدت مبارک
دلم گرفته
-
تاریخ: 1392/9/29 ساعت: 20:54
ماجرای عجیبی است زندگی انگارنامش راازموجودزنده گرفته انداماهمین موجودات زنده قلب ندارنداحساس ندارندپس چگونه زندگی میکنند؟؟دلم گرفته ازادمهایی که ادعای انسانیت میکنند اماحتی بویی ازان نبرده اند....دلم گرفته
عجیب است...
-
تاریخ: 1392/9/28 ساعت: 23:54
غریب است دوست داشتن. وعجیب تر از آن است دوست داشته شدن... وقتی میدانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد ... ونفسها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده ؛ به بازیش میگیریم هر چه او عاشقتر ، ما سرخوشتر،هر چه او دل نازکتر ، ما بی رحم تر ... تقصیر از ما نیست ؛ تمامی قصه های عاشقانه، اینگونه به گ...
ماادمها
-
تاریخ: 1392/9/28 ساعت: 14:46
خواستگاری
-
تاریخ: 1392/9/27 ساعت: 19:29
خواستگارهای کوهی دختر تنها ! از تنهایی خسته شده بود از طرفی دوست داشت هر چه زودتر ازدوج کنه برای همین از دوستش خواست راهنمایی اش کنه دوستش میگه : من هم تنهام ، بیا با هم بریم کوه ، چون شنیدم خیلی از مردهای آماده ازدواج و تنها برای پیدا کردن زن میرن کوه ... اون دو تا میرن کوه در بالای یه صخره کوه ج...
کجایی؟
-
تاریخ: 1392/9/27 ساعت: 19:25
بهترین توصیف زندگی
-
تاریخ: 1392/9/26 ساعت: 23:18
چه کسی می گوید گرانی شده است؟دوره ی ارزانیست.دل ربودن ارزان دل شکستن ارزان.دوستی ارزان دشمنیها ارزان چه شرافت ارزان.تن عریان ارزان.آبرو قیمت یک تکه نان و دروغ از همه چیز ارزانترقیمت عشق چه قدر کم شده است!کمتر از آب روان!و چه تخفیف بزرگی خورده قیمت هر انسان
عشق
-
تاریخ: 1392/9/25 ساعت: 23:43
د و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند.آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند. زن جوان: یواش تر برو، من می ترسم. مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره. زن جوان: خواهش میکنم ، من خیلی می ترسم. مرد جوان: خوب، اما اول باید بگی که دوستم داری. زن جوان: دوستت دارم، حالا میشه یواش تر برونی. مرد جوان: منو محک...
بخون وحتمانظربده
-
تاریخ: 1392/9/21 ساعت: 15:50
از عشق: یك بار دختری حین صحبت با پسری كه عاشقش بود، ازش پرسید چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟ دلیلشو نمیدونم ...اما واقعا"*دوست دارم تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان كنی... پس چطور دوستم داری؟ چطور من جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت كنم ثابت كنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی باشه.. باشه!!! میگم....
تنهاراه رسیدن
-
تاریخ: 1392/9/21 ساعت: 15:48
شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیار...
دوست دارم اما...
-
تاریخ: 1392/9/19 ساعت: 23:47
پسر به دختر گفت: دوسم داري اشك از چشماي دختر جاري شد. ميخواست بره كه پسر دستشو گرفت،اشكاشو پاك كرد و گفت: اگه دوسم ندارياشكال نداره مهم اينه كه من دوست دارم و طاقت ديدن اشكاتو ندارم دختر سرشو پايين انداخت و گفت: ميدوني چيه؟ من دوست ندارم!من...من بدجوري پسر دستاي دختر رو رها كرد و با قيافه اي غمگين ا...
کامنت یادتون نره
-
تاریخ: 1392/9/19 ساعت: 23:34
این اولین باریه که میخوام دردل کنم لطفابعدازخوندن نظروهمفکری یادتون نره.......راستشوبخواین ماجراازاون جایی شروع شدکه من پابه دبیرستان گذاشتمريا،اولاعاشق درس بودم به حدی که درطول روزحتی 8ساغتم درس میخوندم اماحالا....همش تقصیرمدیرمدرسه امون هرچی بچه ی بی انضباط درس نخونوانداخت توکلاس من من همیشه ازاول...
new words
-
تاریخ: 1392/9/16 ساعت: 18:36
this is a pisture of a garden.there are many flowers,plants and thees in this garden.this is a pretty garden.
lesson one
-
تاریخ: 1392/9/16 ساعت: 18:14
persian gulf
-
تاریخ: 1392/9/16 ساعت: 18:11
the persian gulf is in the south-west of asia.persian was the old name of irans name.this gulf was also named pars sea or iran sea many many years ago.
غم بی پایان
-
تاریخ: 1392/9/14 ساعت: 13:17
آنقدر دلش شکسته بود که اشک توی چشماش همینطوری داشت حلقه میزد. رفتم پیشش گفتم چی شده، با همون حالتی که روی چرخ دستی نشسته بود گفت دلم گرفته میگفت یه روز عاشق بوده، میگفت خیلی ها دوسش داشتن... نمیتونست زیادحرف بزنه آخه زبونش میگرفت شدیدن باهمون لحن وقتی داشتم از پیشش میرفتم گفت تو رو خدا نرو...
ادم ها
-
تاریخ: 1392/9/13 ساعت: 21:27
جاده رویاها
-
تاریخ: 1392/9/13 ساعت: 21:19
رفتی،به من واحساسم توجهی ندادی!!چرااااااا؟؟؟باورم نمیشودحالاازاحساس من وتوفقط چندشاخه گل رزخشک شده وچندقطره اشک مانده است.چرااا؟ چاده رویاهایم بدون توخزان است یابرگردیاقلبم راپس بده