بقیه داستان.... - تاریخ: 1393/2/12 ساعت: 15:30
لطفابرای خوندن ادامه داستان به ادامه ی مطلب بروید....
دوستتون دارم - تاریخ: 1393/2/14 ساعت: 22:37
به اندازه ی گریه ی گنجشک همتونودوست دارم.... فقط نگیدکمه.....چون وقتی گنجشک گریه کنه میمیره برام دعاکنیدامتحانام داره شروع میشه نمیتونم دیگه زیاد بیام نت. راستی منتظرنظراتتون هستم بگیدداستانم چجوری جالب ترمیشه هرچندمطمئنااگه تاآخرش بخونیدش خوشتون میادپایان تلخ اما جالبی داره.... بازم میگم دوستتون دا...
روزپدرپیشاپیش مبارک - تاریخ: 1393/2/11 ساعت: 0:42
                                           روزپدرپیشاپیش مبارک  
ادامه.... - تاریخ: 1393/2/8 ساعت: 20:08
 مرضی جون:خب دیگه بهتره واردبحثای اصلی بشیم.مهریه؟؟؟ پدرجون که تاالان ساکت بود گفت:بهتراین چیزاروخودجووناتعیین کنن. همه نگاهاشون به طرف من چرخید.چی میگفتم؟؟؟صدوهفتادتابه خاطرتاریخ تولدعشقم،هفتادودوتاشاخه گل رزصورتی بخاطرتولدخودم. ازچشای همه معلوم بودکه راضی بودن مرضیه جون کرکشیدهنوزم صدای اون کرتوگو...
بقیه فصل1 - تاریخ: 1393/2/5 ساعت: 19:05
ای بابااین چی داره واسه خودش میگه؟؟؟؟ گفت:النازترخدامن دوست دارم میخامت نه برای یکی دوروزبرای یه عمرزندگی. چی بایدمیگفتم،نمیدونم چرایک دفعه ای لال شدم یه حسی تودلم میگفت توهم حسام رودوست داری توی این افکاربودم که زدروترمزوازماشین پیاده شد.واچرااینجوری کرد؟داره بارون میاداگه همین جوری بیرون وایسه سرم...
تاوان عشق پنهان ادامه فصل1 - تاریخ: 1393/2/4 ساعت: 0:22
اینم بقیه داستانم...لطفابرای خوندش به ادامه ی مطلب بروید نظربذارین دیگه دوستان
فصل1 - تاریخ: 1393/1/28 ساعت: 22:12
ای وای نمیدونم چراانقدسرکلاس این استاده خسته میشم. نگار:خب تقصیرخودته دیگه الناز،کم به خودت سخت بگیریکم سرکلاسابابچه هابجوش. -بجوشم؟تابازاون پسره ی چندش فکرای بیخودبکنه باخودشه؟ -آخه کجاش حسام چندشه؟قدبلند،خوش استایل،وازهمه مهمترپولدار. دیگه هیچی نگفتم.خسته شدم ازدسته این پسره من دانشجوی ترم دورشته ...
تاوان عشق پنهان - تاریخ: 1393/1/27 ساعت: 0:13
راستش من عاشق داستان نویسیم اینم یکی ازبهترین داستانایی که بنظرخودم نوشتم.... نظریادتون نره خواهشا.... درمورددختری به نام النازکه عاشق یه پسره به اسم حسام ،حسامم اونودوس داره امامتاسفانه النازفردای خواستگاری حسام میفهمه که..... خب اینم خلاصه ای ازداستانم بود....لطفاشماهایی که اهل کتابین،رمان میخونین...
رهایم کنید - تاریخ: 1393/1/19 ساعت: 0:28
رهایم کنید میخواهم خودم باشم ، خودِ خودم خسته شدم بس که رقاصه شما بودم می خواهم عریان شوم عریان عریان از تمام وابستگی ها و اما و اگرها می خواهم جامه خود را از تن بر کنم سبک شوم مثل قاصدک رهایم کنید می خواهم چرخ بزنم ، درآسمان صبح ، سوار بر نسیم سبک چون قاصدک ، می خواهم عریان شوم از تو از همه کابوس ه...
آمد نماندورفت - تاریخ: 1393/1/18 ساعت: 0:25
خنک شدی....... امامن هنوزداغم ازرفتنت دراین سرمای بی رحم
هیچ جایی تودلم واسه توندارم - تاریخ: 1393/1/11 ساعت: 14:19
 چی فکر کردی فکر کردی هر وقت دوست داشتی میتونی بازم برگردی پیشم .نه تو دیگه برام مردی هیچ راهی برا برگشتنت وجود نداره .آره یه روزی خیلی دوست داشتم درسته دوست داشتم واست جون میدادم ولی میدونم و میدونی عشق نبود اصلا عشق سیخی چند!!بخدا. ولی خیلی دوست داشتم احساس میکردم یجوری مثله هم بودیم ولی نخواستی ک...
یه اتفاق خوشحال کننده - تاریخ: 1393/1/7 ساعت: 14:25
    ووای نمیدونیدچه کیفی میده یکی ازدوستاموبعداز4سال دیدم......نمیدونیدچه قدمزه داد.....یادش بخیرازمن کوتاه تربودولی حالاازمن خیلی بلندترشده بود....امیدوارم شماهم دوستای خوب قدیمیتونوببنید
چشم به راه همیشگی - تاریخ: 1393/1/6 ساعت: 14:01
رفت ندیدوزیرپایش شکست دل دختررا..... گریست آرام،بی صدادرتاریکی شب به یادپسر.... خوردکردغرورش را،احساسش را،فراموش کردعلاقه ی دختررا.... تنهاماندچشم انتظارهمیشگیش بود،غمگین بودازرفتن پسر...... پسربرگشت برای اولین باربرای دخترگل سرخی خریده بود..... دنبالش گشت همه جارازیرپاگذاشت امادختررانیافت..... پسرم...
زن امانت است نه برای اهانت - تاریخ: 1393/1/4 ساعت: 14:59
عیدتون پیشاپیش مبارک - تاریخ: 1392/12/26 ساعت: 21:16
عیدیعنی: ع"عزیزم***ی"یه دنیا***د"دوستت دارم عیدتون پیشاپیش مبارک
سکوت رابفهم - تاریخ: 1392/12/26 ساعت: 12:04
رفت بی انکه حرفی بزند..... سکوتش رانفهمیدم..... قلبش شکسته بود....... حالانیست امامعنای این سکوت رابه خوبی درک میکنم.....
تنت - تاریخ: 1392/12/25 ساعت: 18:37
تنت اینجاست وفکرت جایی دیگر.....  
خداحافظی.... - تاریخ: 1392/12/21 ساعت: 20:26
چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟ چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟ خداحافظ ، بدون تو گمان کردی که می مانم خداحافظ ، بدون من یقین دارم که می مانی !!!مدی چه زیبا ، گفتم دوستت دارم چه صادقانه ، پذیرفتی چه فریبنده ، نیازمندت شدم چه حقیرانه ، به خاطر یک کلمه مرا ترک کردی چه ناجوانمردانه ، و...
بعضی ازدخترا - تاریخ: 1392/12/20 ساعت: 22:35
اون دخترایی که تنهان.....فقط یه لبخندتلخ میزنن.....ویسکی فقط میخورن....وقتی بهشون دروغ میگی یه لبخندسردمیزنن ودورمیشن..... اشتباه نکن اوناازاول انقدتلخ نبودن اوناروتلخ کردن......
به سلامتی پسری که..... - تاریخ: 1392/12/19 ساعت: 0:01
به سلامتی پسری که رفت سربازی تامردبشه وقتی برگشت دیدعشقش زن شده..........

برچسب‌های مرتبط

سکوت"خاموش بودن | تنهایی"بی کسی" | خوش تیپ"خوش گل" | داستان"غم انگیز"گریه دار | بمان"ارام جان" | مواظب خودت"باش"غریبه"دنیا | عشق"دوست داشتن" | دل نوشته حسین پناهی"حسین پناهی"جملات زیباحسین پناهی | زباله"غم "انگیز | دل نوشته"باخدا