سلام دوستان خوش اومدین من داستانای خودموگاهی اوقات مینویسم امیدوارم اگه مایل بودیدوخوندیدنظریادتون نره
آن چنان محودوچشمان خمارم که توگویی به جهان جزنگه عاشق توندیدم انچنان مست نوای صدایت که توگویی به چزان نغمه ی زیبانشنیدم نه ندیدم نشنیدم به جزان مست نوایت که ندیدم به جهان هیچ نگاهی به جزان نرم نوایت نشنیدم به دلم هیچ صدایی ننشستم مگرازروی خماری به کنارت که به کامم نبودجزلب زیبای توکامی نچشیدم به جهان هیچ خماری نه شرابی
برچسب:
نویسنده: nasim