سلام دوستان خوش اومدین من داستانای خودموگاهی اوقات مینویسم امیدوارم اگه مایل بودیدوخوندیدنظریادتون نره
زن گفت " نگذارشون بیرون تا وقتی ماشین می آد .
باز این لعنتی ها پارش می کنن و بوی گندشون کوچه رو ور می داره
"مرد قبل از گره زدن پلاستیک روی آشغال ها سم ریخت و گفت :
" دیگه کارشون تمومه ،
فردا باید جنازه هاشون رو شهر داری گوشه و کنار خیابون جمع کنه "
و کیسه زباله را بیرون برد .
فردا روزنامه ها تیتر زدند :
" مرگ خانواده پنج نفره بر اثر مسمومیت ناشی از خوردن پس مانده های غذایی"
برچسب: زباله"غم "انگیز,
نویسنده: nasim