ذره ذره ی غرورم شکست

ساخت وبلاگ

عجب دنیایی است درست زمانی که نیازداشتم یکی آرام

ولی بالحنی گرم درگوشیم بگوید:من مثل کوه پشتتم،غم

هیچ چیزرانخوردرست همان زمان بودکه همه ی اطرافیانم

مرازیرلگدهایشان له کردن،انگارکه اصلامرانمیدیدند.

ذره ذره ی غرورم،احساسم،شخصیتم شکست ولی همدمی

جزاشک وشب وبالش نداشتم....

چه شب هاکه فقط اشک بودواشک........

چه شب هایی که بی گناه ترازنوزادازهرتهمت بودم ولی همیشه متهم بودم.....

چه شب هایی که التماس میکردم حداقل یک باربه حرف هایم گوش دهیداما......

عجب شب هایی من،تنهایی،اشک،اشکالی ندارد احساس تنهاولگدمال شده ام وقتی قدروارزشت رامیدانندکه نباشی

یعنی زیرفرسخ هاخاک باشی پس تاان زمان فقط صبرکن

غرور"ترک"تنهایی,...
نویسنده : nasim بازدید : 99 تاريخ : 15 / 11 ساعت: 11:08 PM

خبرنامه

عضویت

نام کاربري :
رمز عبور :

close
تبلیغات در اینترنت